|
تا چشم کار می کند مزارع خشک است. تا چشم کار می کند درختان نو شکوفه دیده می شود. شمال رویایی دوباره مرا مسحور می کند. شمال . اینجا همیشه مسحورم کننده است برایم. دوباره به سرزمین رویاهایم آمده ام. به تعبیر نادر ابراهیمی همان شهری که دوستش دارم. لنگرود. شاید هیچکس نداند این شهری چقدر برای من رویایی و شگفت آور است. با ساحل چمخاله اش و لیله کوه همیشه جذابش. من دیوانه این شهرم. + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 18:14 توسط مانی راد |
شعری از غاده السمان( شاعر معاصر عرب) مباد که به تو اعتماد کنم. + نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 3:44 توسط مانی راد |
ديروز سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران براي خرج باقي مانده بودجه سال ۸۵ اقدام به برگزاري يك نشست علمي كرد. عنوان اين نشست آسيب شناسي ويراستاري بود. از قرار براي اين نشست چند ساعته هم ۱۰ ميليون خرج شد. بسياري از همكاران همشهري محله هم در اين نشست آسيب ها را شناختند و رفتند خانه شان. از آنجا كه اخيرا سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران هيچ كاري جز شناختن آسيب هاي احتمالي مسائل روزنامه نگاري ندارد بنابراين بايد اين هزينه را هم ناقابل دانست. چقدر خوب بود كه اين سازمان اين نشست چند روزه را يك هفته برگزار مي كرد تا بسياري از دوستان از اين سفره پر محتوا براي خود معنايي جستجو مي كردند. نبايد از حق بگذريم كه اين سازمان در اينگونه مخارج يدي طولا دارد. هنوز از بودجه ۱۷۰ ميليوني جشن كتاب چند ماهي بيشتر نمي گذرد كه قرار بود در آن برنامه بسياري از شهروندان تهراني به يكباره كتاب خوان شوند. راستش حالا من هر وقت در خيابان شهرونداني را كه كتاب در دست دارند مي بينم تعجب نمي كنم. چون مطمئنم كه زحمات دوستان در سازمان جواب داده است. + نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 2:44 توسط مانی راد |
بوی عیدی با اینا زمستونو سر می کنم هر ساله هنگامی که زمستان از نفس می افتد بی اختیار به یاد فرهاد می افتم. فرهاد مهراد. یکی از بزرگترین خوانندگان نسل پیش از ما. شاید اینروزها که بوی عید در تمام کوچه ها و خیابا نها پیچیده خیلی از ما به آرامی این ترانه او را زیر لب زمزمه کنیم و شاید هم با رمقی از دست رفته سوت بزنیم و ... هر سال و در روزهای پایانی سال که قراراست سالی نو آغاز شود فرهاد هم می نشنید تنگ سفره هفت سین. اینروزها این ترانه اش را نمی توانم فراموش کنم......... + نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385 4:0 توسط مانی راد |
چند شعر از محمد هاشم اکبریانی ۱ حالا براي پيدا كردن من + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 12:37 توسط مانی راد |
شاید برای روزهای دوردست در گذشته
صدای پای هیچ مسافری در من نیست + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 1:49 توسط مانی راد |
شعری از کریم رجب زاده روزی سفر که گریه ندارد! + نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 4:14 توسط مانی راد |
از رسول یونان به خاطر خواندنی تر کردن اشعار ناظم حکمت متشکرم آن ها دشمنان امیدند محبوب من! و بی تردید محبوب من! + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 0:23 توسط مانی راد |
يك شعر از ياسين نمكچيان صداي تو + نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 3:24 توسط مانی راد |
این شعر هنوز عنوان ندارد. اما بعد از پنج سال شاید اندکی امیدوار کننده باشد. نه. انگار هنوز زنده ام و نمرده ام. اگر تو نباشی + نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 3:19 توسط مانی راد |
|