|
امروز روز زن است. هنگامی که رفتم سر کار، تعجب کردم. روی میز ما یک شاخه گل بود. البته اشتباه نکنید. برای من نیاورده بودند. برای همکارم مهرداد مشایخی هم نیاورده بودند. توی روزنامه تنها میزی که با یک شاخه گل تزئین شده بود، میز ما بود. همین یک شاخه گل کافی بود تا حال و هوایم عوض شود و به نحو شگفت انگیزی خوشحال شوم. گاهی اوقات آدم دلش به چه چیزا خوش می شود! از طرفی آفتاب هم بود که هی می رفت پشت ابر و می آمد. حسابی هوای شمال کردم. دلم برای کوچه های پس کوچه های محله مان تنگ شد. یک هو هوای اردیبهشت کردم. اما اینجا کجا و اردیبهشت شهرم کجا؟! + نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 15:39 توسط مانی راد |
|