تبليغاتX
alatiti
در زندگی انسان هیچ چیز هراس آورتر از نبودن پاسخ نیست
 من چقدر خوشحال نیستم
چقدر خنده دار است که در این روز های آخر سال،جایی که کمترین بهانه ای برای پای کوبی برای فرا رسیدن چیزی مثل بهار وجود ندارد شاهد شادمانی هایی باشیم که به مناسبت آزادی یک قاتل سابق و نماد مظلومیت در امروزباشیم.اینروزها من فکر میکنم که ما هیچ گاه ملتی عمیق نبوده ایم،چرا که حافظه تاریخی مان را سالهاست از دست داده ایم. شاید از همان روزهایی که شاعران ما در روزگاران ماضی رسا ترین منظومه ها را برای جلادترین حاکمان مغول و یا تازی می سرودند گویا اصرار زایدالوصفی برای فراموش کردن تمام جنایت هایی داشتند که خود به چشم دیده بودند. انگار گریزی نیست.همه ما باید از آزادی اکبرگنجی خوشحال شویم.
|+| نوشته شده توسط مانی راد در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384  |
 امروز نوبت سگ کشی است
 

دلم گرفته
دلم گرفته
به ایوان میروم و
پوست کشیده شب دست می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند..............

قرار است سال سگ  باشد این سالی که می آید.سال سگ کشان،سال سگ صفت کشان. بی تردید سال آینده سال سگ کشی است.ومن چقدر دلم نمی خواهد که بخندم. 

|+| نوشته شده توسط مانی راد در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384  |
 
 
بالا