در جاده ای بی انتها

جهان بدون دخترکی که پشت ابوطیاره زامپانو می گریست دیگر چه ارزشی دارد.
امروز بی هوا و بدون هیچ اتفاق خاصی به دنیای افسانه ای فدریکو فلینی پرتاب شدم. تازه به این نتیجه رسیدم که زندگی ما بی شباهت به زندگی آدم های فیلم های او نیست. آدم هایی که هر کدام شان در انزوای بی مهار جهان جدید فرو رفته اند و میلیون ها سال از همراهانشان دور افتاده اند.من هر وقت به جهان افسانه ای فلینی راه می یابم بسیار غمگین می شوم. چرا که خودمان را در جهان بی مرز و اندوهبار امروز می توانم ببینم. شاید او سالها پیش ما را به تصویر کشید. 

سير و سياحت در جهان

اگر يك روز بي هوا در خيابان هاي تهران قدم بزني و سري ميان كوچه و خيابان هايش بجنباني نمي تواني از آشفتگي دائمي كه همواره در همه جاي شهر ديده مي شود چشم بپوشي. آنوقت اگر اتفاقا بشيني پشت كامپيوترت و در دنياي مجازي پرسه اي ناخواسته بزني ناگهان متوجه مي شوي كه تهران اين شهر بزرگ كه عنوان پايتختي را هم يدك مي شود چه شهر كسل كننده و زهوار در رفته ايست. باور نمي كنيد اگر پس به اینجا سري بزنيد.

یک انتخاب خیلی خیلی مهم

شاید اینروزها هیچ چیز برایم زیبا تر از لحظه ای در سکوت بسر بردن و با آرامش افسانه ای سیگار کشیدن نیست. به ویژه اینکه هر از گاهی آسمان یادش می آید که زمستان است و مثلا قرار است باران و برفی هم ببارد. نمی دانی در این خیابانهای لخت و عور تهران لعنتی قدم زدن و سیگار کشیدن چه حالی می دهد. راستی مثل اینکه عده ای خیلی خوشحال شده اند که توانسته اند در  لیستی قرار بگیرند و به وسیله مردم انتخاب شوند تا به کمک فردی که خود انتخاب می کنند آشغال های شهر را جمع کنند. وقتی آدم فکر می کند که تمام این سر و صدا ها به خاطر بدست آوردن پستی است که تنها کار ممکن در آن جمع کردن آشغال های شهر است آدم خنده اش می گیرد.