آرش نصیری و خندهای همیشگی اش
«برای کلانتر صندلی بگذارید» عنوان کتابی است از آرش نصیری. او را بیشتر با خنده هایش می شناسیم و شوخی های همیشگی اش. دیدن کتابی از او برایم بیش از آنکه جالب باشد عجیب بود. یک داستان کوتاه از آن حاصل این تعجب بود.
تونل
هفته ها بود که کوه را می کندیم. صخره های عظیم را از روبرویمان برمی داشتیم و از سنگ ها می گذشتیم تا به آنسوی کوه برسیم. آنطرف کوه سرزمین آرزوهایمان بود و برای رسیدن به آن باید دل سخت و سیاه سنگها را می شکافتیم.درست در روزی که گفته می شد نصف تونل کنده شده است، تیغه کلنگ یکی از ما به تیغه کلنگی از سمت روبرو برخورد کرد و بعد کوه شکافته شد و عده ای خسته و خاک آلود چون ما پیدا شدند. برای هم راه باز کردیم و از هم گذشتیم. هریک راهی سرزمین آرزویمان بودیم.
الله تي تي به لهجه گیلکی است.معنای تحت الفظی آن یعنی شکوفه خدا .این کلمه در گیلکی به معنی ماه است.