کاش پلی بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دو شعر از هوشنگ عباسي :

۱

دسته‌دسته مرغابي

با ابرها مي‌روند

و شاليزار

اندوهگين است

۲

تو آن سوي رودخانه

من

اين سو

كاش بين من و تو

پلي بود

 

یک اتفاق تازه

تزئيني                                    

 

 

 

 

 

  "دنیا شبیه چهارشنبه سوری است " عنوان مجموعه ایست در دست چاپ که ترجمه برخی اشعار به گویش گیلکی است. اگر بخواهم مقدمه ای از آن بگویم باید فصلی تمام بپردازم. در گویش گیلکی نوعی از شعر رواج یافت با عنوان "هسا شعر". این نوع شعر منثور بوده و در آن می توان از خیال پردازی های شاعرانه به فراوانی یافت. عمده این شعر ها را یاسین نمکچیان ترجمه کرده که من هم در برگردان بخشی از آنها کمکش کردم.شاید شما هم با مرور این شعر ها بتوانید سرزمینم را بهتر بشناسید.

*****

ابرهاي سياه

باد

طوفان

ستاره‌اي در آسمان من نيست

مي‌ترسم گرگ به گله گوسفندانم حمله كند

مي‌ترسم.

پس اين زمستان كي از اينجا كوچ خواهد كرد

بخشي از ترانه سياه‌ابران سروده زنده ياد مهندس مرتضي كريمي

دو اتفاق در يك روز

برف زيباست.البته اگر تجربه قدم زدن زير آنرا داشته باشي. راستش هواي تهران در اينروزها دوست داشتني تر شده است. آدم مي تواند بدون هيچ دغدغه اي در خيابانهاي شهر قدم بزند و از اين بارش بي دريغ لذت ببرد. من كه ديوانه وار اين فصل را دوست دارم و براي قدم زدن در اين هواي بي نظير از هيچ بهانه اي نمي گذرم. اما شب يلدا ..... گذشت.درست مثل شب هاي پيش.اتفاقي هم نيافتاد. تنها اتفاق خوردن بي حد حساب بود.